حكيم ابوالقاسم فردوسى

92

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

كشيدند مى تا جهان تيره گشت * سر ميگساران ز مى خيره گشت خروشيدن مرد بالاى گاه * يكايك بر آمد ز درگاه شاه برفتند گردان همه شاد و مست * گرفته يكى دست ديگر بدست چو بر زد زبانه ز كوه آفتاب * سر نامداران بر آمد ز خواب بيامد كمر بسته زال دلير * بپيش شهنشاه چون نرّه شير بدستورى بازگشتن ز در * شدن نزد سالار فرّخ پدر بشاه جهان گفت كاى نيكخوى * مرا چهر سام آمدست آرزوى ببوسيدم اين پايهء تخت عاج * دلم گشت روشن بدين برز و تاج به دو گفت شاه اى جوانمرد گرد * يك امروز نيزت ببايد سپرد ترا بويهء دخت مهراب خاست * دلت راهش سام زابل كجاست بفرمود تا سنج و هندى دراى * بميدان گذارند با كرّه ناى ابا نيزه و گرز و تير و كمان * برفتند گردان همه شادمان كمانها گرفتند و تير خدنگ * نشانه نهادند چون روز جنگ بپيچيد هر يك به چيزى عنان * بگرز و بتيغ و بتير و سنان درختى گشن بد بميدان شاه * گذشته برو سال بسيار و ماه كمان را بماليد دستان سام * بر انگيخت اسپ و برآورد نام بزد بر ميان درخت سهى * گذاره شد آن تير شاهنشهى هم اندر تگ اسپ يك چوبه تير * بينداخت و بگذاشت چون نرّه شير سپر برگرفتند ژوپين و ران * بگشتند با خشتهاى گران [ سپر خواست از ريدك ترك زال * بر انگيخت اسپ و برآورد يال ] [ كمان را بينداخت و ژوپين گرفت * بژوپين شكار نو آيين گرفت ] [ بزد خشت بر سه سپر گيل وار * گشاده بديگر سو افگند خوار ] بگردنكشان گفت شاه جهان * كه با او كه جويد نبرد از مهان يكى بر گراييدش اندر نبرد * كه از تير و ژوپين بر آورد گرد همه بر كشيدند گردان سليح * بدل خشمناك و زبان پر مزيح بآورد رفتند پيچان عنان * ابا نيزه و آب داده سنان چنان شد كه مرد اندر آمد بمرد * بر انگيخت زال اسپ و بر خاست گرد نگه كرد تا كيست زيشان سوار * عنان پيچ و گردنكش و نامدار ز گرد اندر آمد بسان نهنگ * گرفتش كمربند او را بچنگ چنان خوارش از پشت زين بر گرفت * كه شاه و سپه ماند اندر شگفت بآواز گفتند گردنكشان * كه مردم نبيند كسى زين نشان هر آن كس كه با او بجويد نبرد * كند جامه مادر برو لاژورد ز شيران نزايد چنين نيز گرد * چه گرد از نهنگانش بايد شمرد خنك سام يل كش چنين يادگار * بماند بگيتى دلير و سوار برو آفرين كرد شاه بزرگ * همان نامور مهتران سترگ بزرگان سوى كاخ شاه آمدند * كمربسته و با كلاه آمدند يكى خلعت آراست شاه جهان * كه گشتند از ان خيره يك سر مهان